برنامه وبلاگستان 5 دلو مطابق به 25 جنوری 2011
سلام وخسته نباشید! شاکر طاهریان هستم با نشر محتویات تازه ی وبلاگ های انترنیتی این هفته در خدمت شما عزیزان قرار دارم .وبلاگ نویسان در این هفته به ابراز دیدگاه های شان درموارد مختلف پرداخته اند که یکجا دنبال میکنیم .
امیدوارم روز خوشی را آغاز کرده و داشته های این برنامه به معلومات تان بیفزاید.اما پیش از آن که مطالب نوشته شده در وبلاگ ها را خدمت تان ارایه کنم، نکاتی چند در مورد وبلاگ نویسی را برجسته خواهیم کرد.وبلاگ يك يا چندين صفحه اينترنتي شخصي يا گروهي است كه در آن شخص يا گروه به نوشتن مطالب متوالي (روزانه يا چند روز در ميان) در موضوعات متنوع و دلخواه مي پردازند. و افكار ، عقايد اشعار و يا خاطرات خود را براي مطالعه عموم در آن قرار مي دهند .
وبلاگ صفحه شخصي است ، هر كسي با ميل و علاقه خود مي تواند به انجام آن بپردازد و در نوشتن يا عدم نوشتن آن اجباري نيست.
- محدوديتي در زمان نوشتن يا انتشار آن نبوده بلکه مستقيماً به نظر نويسنده يا نويسندگان آن بستگي دارد.
- موضوعات آن متنوع است و هر شخص مي تواند متناسب به علاقه ، توانايي و دانش خود در هر زمينه اي كه تشخيص مي دهد به وبلاگ نويسي بپردازد.
به امید اینکه روزی همه ی هموطنان ما به این تکنالوژی دست پیدا کنند برنامه حاضر را آغاز میکنیم .
در اخیر هر برنامه وبلاگستان شماره تیلفون و ایمیل آدرس برنامه داده میشود و شما میتوانید از طریق موبایل و یا ایمیل با ما به تماس شوید تا ما هدایات وبلاگ نویسی را برای تان نشان دهیم .
عناوین این مقاله ها و مطالب در وبلاگ های این هفته این گونه به نشر رسیده اند.
بن بست در مذاکرات افتتاح مجلس نمایندگان
از وبلاگ " ناگفته های یک شهروند " ()
افغانستان و بحران نفتكشها!
از وبلاگ " غرجستان" ()
دولت آمریکا از "کمک 55 ملیار دالری اش به افغانستان حساب داده نمیتواند
حمله کننده به رزاق مامون اعتراف کرد
از وبلاگ " کنکاش" ()
وبلاگ "نا گفته های یک شهروند " مقاله ای را تحت عنوان " بن بست در مذاکرات افتتاح مجلس نمایندگان " نوشته است.
این بلاگ نویس دولت شاه پویش نام دارد واز افغانهای مقیم هند میباشد. نظر به نوشته های این وبلاگ نویس موضوع افتتاح پارلمان به یک ابهام مبدل گردیده است وهر کس میکوشد به نفع های سیاسی بپردازد وفقط یگانه آسیبی که میتواند برساند بالای مردم بیچاره است .
بن بست در مذاکرات افتتاح مجلس نمایندگان yakshanbaha.blogspot.com
گویا سریال کشمکش ها برسر نتایج انتخابات مجلس نمایندگان تمامی ندارد.کابل این روزها التهابی ترین روزهایش را تجربه میکند. شهر از جریان زندگی عادی اش خارج شده است. به قول شاهدان عینی در گوشه- گوشه ی شهر پولیس و نیروهای ویژه دیده میشود.پس از کمسیون شکایات انتخاباتی و دادگاه ویژه این باراما، این ارگ ریاست جمهوری است که درمورد انتخاب مردم تصمیم میگیرد. قرار بود مجلس نمایندگان افغانستان سوم دلو بصورت رسمی با حضور رییس جمهور افتتاح گردد ولی اینطور نشد. ظاهراً این مشکل حالا-حالاها زمان زیادی می طلبد
چند روز پیش اعلان شد که رییس جمهور افتتاح رسمی پارلمان را به یکماه بعد موکول کرده است ولی این خبر به مذاق نمایندگان مردم خوش نیامد و یونس قانونی اعلان کرد که آنان بدون رییس جمهور هم میتوانند مجلس را بازگشایی کنند. نمایندگان برنده در صحبت با رسانه ها افتتاح دور جدید مجلس را نه از صلاحیت ها بلکه از وظایف رییس جمهور خواندند. همزمان با آن داکتر عبدالله نیز تاخیر در بازگشایی مجلس غیر قانونی دانست.
نمایندگان جدید مجلس گره کور این مشکل را در ارگ ریاست جمهوری یافته و در دو روز گذشته عده ای از نمایندگان به ارگ رفته و با رییس جمهور دیدار کرده اند. موازی با آن با تعدادی از نمایندگان دیپلماتیک کشورهای خارجی ذیدخل در مسئله افغانستان و نماینده ی سازمان ملل متحد نیز دیدار کرده اند. در مذاکرات امروز و دیروز هنوز به راه حلی که همه طرف های ذیدخل در قضیه را راضی سازد، نرسیده اند. از یکطرف نمایندگان مشروعیت و قانونیت دادگاه ویژه را زیر سوال میبرند و از طرف دگر رییس جمهور هم به عدم حضور در بازگشایی خانه ملت اصرار دارد و آقای کرزی حضور خود را منوط به پذیرش تصمیم دادگاه ویژه از سوی نمایندگان نموده است، امری که پذیرش آن از سوی نمایندگا منتخب غیرقابل پذیرش است...
داستان انتخابات افغانستان و مشکلات ناشی از آن مرا به یاد داستان از اکرم عثمان" وقتی که نیها گل میکنند" می اندازد. در این داستان کاکه اکبر شخصیت داستان اکرم عثمان آهنگری جوانمرد کوچه ی دلاوران است. او در دلاوری و شهامت زبانزد خاص و عام محله است و در یک حادثه با پسر حاکم آشنا میشود و پسر حاکم میفهمد که کاکه سراش به تنش می ارزد و وقتی پسرحاکم جای پدرش حاکم دیار میشود، کاکه اکبر را برای کشتن دشمن اش میفرستد و کاکه بعد از سالها با سر دشمن حاکم بر میگردد. وقتی پسر حاکم مطمئن میشود که دگر به کاکه نیاز ندارد، کاکه توسط مردان حاکم در مسیر خانه اش کشته میشود. سرنوشت مردم افغانستان هم سرنوشت کاکه اکبر است. حاکمان در طول تاریخ افغانستان از مردم افغانستان مایه گذاشته اند و این مردم بوده اند که تاوان حاکمان را پرداخته اند وهم این مردم بوده اند که بیشترین ضربه را از حاکمان خود خورده اند. انتخابات اخیر یکی از نمونه های آن است.
وبلاگ " غرجستان " مقاله ای را تحت عنوان " افغانستان و بحران نفتكشها!"نوشته است.
نویسنده این وبلاگ توسلی غرجستانی نام دارد ومعلوم نیست از کجا مینویسد.
نظر به نوشته های این وبلاگ نویس بهران اجازه ندادن تانکرهای تیل از بهران بی کفایتی ارگانهای ذیربط دولت کرزی بدتر نبوده زیرا اگر وزارتخانه های ذیربط از قبل آماده مهار چنین بحران میبودند مواد نفتی به یک دم آنقدر بلند نمیشد.
|
افغانستان و بحران نفتكشها! http://daikondi.blogfa.com/post-188.aspx در دوماه گذشته و هم زمان با شروع فصل سرما، بحران انتقال نفت و سوخت به كشور و ممانعت دولت ايران از انتقال آن به يكي از موضوعات مهم و جنجال برانگيز در سطح روابط ميان دو كشور افغانستان و ايران تبديل شده است. اينكه چه توافق و قراردادهاي ميان دو كشور در زمينه تجارت و موضوع ترانزيت كالا و از جمله سوخت از طريق خاك ايران وجود دارد، براي ما خيلي روشن و شفاف نيست تا در سايه آن به تحليل اين كش و قوس و قانوني و غير قانوني بودن آن بپردازيم. ليكن در اين نوشتار چند مسأله اساسي وجود دارد كه بايد جوانب قضيه و ارگانهاي ذيدخل پاسخگو باشد تا حداقل اذهان برخي از مردم ما نسبت به توانايي و لياقت و همچنان تعهد آنان روشن گردد، زيرا در زمانيكه هر فرد و گروه و هر كشور و دولتي از طريق ابزارهاي رسانهاي و شانتاژهاي تبليغاتي خود را محق جلوه دهد و عدم توانايي و مسئوليت پذيري خويش را به گردان ديگران بياندازند، تشخيص حق و باطل و ذيحق و غير ذيحق كاري بسي دشوار است و بخصوص زمانيكه اين مسأله با عرق ناسيوناليستي و ملي گرايي نيز توأم گردد: زمينه و بستر اين مشكلات از مدتها قبل موجود بود و هر فردي اگر اندك اطلاع و بينش سياسي اقتصادي داشت، به سهولت ميتوانست چنين روزي را پيش بيني كنند. كشوري كه خود به آبهاي بين المللي مستقيما دسترسي ندارد، طبعا بايد از طريق ترانزيت، كالاهاي خارجي مورد نياز خود را تأمين كند. حال سئوال اين است كه چرا متوليان امور بخصوص وزارت تجارت و بازرگاني نتوانستند و نميتوانند چالشها و معضلات پيش روي كشور را بدرستي پيشبيني كنند؟ ازسوی دگر شخص رييس جمهور در قبال مردم وظايف، مسئوليت و تعهداتي دارد كه ميبايست آن را به نحو احسن و شايسته انجام دهد در غير اين صورت بايد در دادگاه الهي و وجداني در قبال عدم رعايت حقوق مردم و ناتواني در انجام امور محوله (از جمله تأمين رفاه و افزايش درآمد سرانه و ايجاد اشتغال براي مردم) بايد پاسخگو باشد. عدم توانايي وزارتخانههاي تحت رياست رييس جمهور و از جمله وزارتخانههای مربوط كه آنان را به اين مسئوليت گماشته است بر ميگردد و وظيفه قانوني، اخلاقي و شرعي وي مي باشد كه در صورت عدم توانايي آنان و عدم تطبيق شايستهي سياستهاي اقتصادي، تجاري و سازندگي كشور در حيطه اختيارات و ظرفيت ارگان تحت مسئوليت، آنان را بازخواست و در صورت عدم ارايه دلايل منطقي از مسئوليت سبكدوش نمايد. نتيجهگيري: باتوجه با آنچه گفته شد، آنچه باعث شد كه توقف 1700نفتكش پشت مرزهاي ورودي، براي مردم افغانستان تبديل به بحران سوختي شود؛ عدم درايت و پيشبيني ارگانها و وزارتخانههاي تجارت و بازرگاني، انرژي و آب و صنايع و معادن ميباشند كه در اثر عدم توانايي و عدم لياقت اين ارگانها، يك مسأله اندك و جزئي تبديل به يك مشكل بحرانزا مي گردد و از طرف ديگر برادارن ايراني ما ميتوانست با مسأله به گونهاي ديگري برخورد كنند تا زمينه سوء استفاده بدخواهان گرفته ميشد و يقينا اين روزهاي سرد وسياه تا ابد پايدار و جاويدان نخواهد ماند. |
وبلاگ "نورافشان " مقاله ای را تحت عنوان " دولت آمریکا از "کمک 55 ملیار دالری اش به افغانستان حساب داده نمیتواند " نوشته است.
این بلاگ نویس جمال رستمی نام دارد و معلوم نیست که از کجا مینویسد.نظر به نوشته های این وبلاگ نویس مصارف که طی نه سال از سوی دولت امریکا در افغانستان صورت گرفته است حالا امریکا عاجز مانده است که این مصارف را چگونه حسابی کند اخیرا اعلام داشتند که 55 میلیارد دالررا به مصرف رسانده اند اما قادر نیستند که آنرا حسابی دهند.
دولت آمریکا از "کمک 55 ملیار دالری اش به افغانستان حساب داده نمیتواند http://nowandesh.blogfa.com/post-
دولت آمریکا اعلان نموده است که از وجوه مالی 55 ملیارد دالری که به افغانستان کمک نموده است حساب داده نمیتواند. وقتی این خبر راشنیدم واقعاٌ در منزلم بلند خندیدم . راستی در دلم گفتم ( او برادر دولت افغانستان هم بشما و به ملت حساب داده نمیتواند. این خبر آنقدر مسخره و مضحک است که ازخبر سر چوک هم در سطح نازلتر قرار دارد.
اگر من اشتباه نکنم آمریکا بر حق است که از 55 ملیارد دالر مصرف شده که اکنون عنوان کمک به انکشاف افغانستان نامگذاری شده است، از هیچ گروه، فرد ویا دولت افغانستان حساب گرفته نمیتواند. من تا حد که عقل قاصرم " قد " میدهد چند دلیل و همراه با آن چند سوال را هم مطرح مینمایم.
پول های فرستاده شده و یا مصرف شده از دولت آمریکا همان طوریکه از چندین منبع به دریای فساد ریخته شده است و بته های زشت قاچاقبران مواد مخدر، رشوه ستانی علنی در دستگاه دولت، تکنوکراتهای قابل اعتماد دولت آمریکا و قوماندنان مسلح را سیر آب ساخته است همه اینان در ادبیات عامیانه افغانها حیثیت " بته های زوقوم را به خود گرفته اند که کوچک ترین احساس دلسوزی به ملت ومردمان تا گلو در رنج و بد بختی ما در وجود شان قرا ندارد.
ملت و وطنپرستی را که باید در" تاق بلند گذاشت" . اگر برادر رئیس جمهور و برادر معاون رئیس جمهور دو مهره بزرگ در بانکگذاری و رهبری مافیای زنجیری مواد مخدر باشند ، چگونه جوابی دیگری را در ذهن میتوان تداعی نمود.
من باید بخندم که کی حساب دالر های مصرف شده سی. آی. ای را میتواند بدهد. دولت افغانستان ؟یا ملت افغانستان؟ من اینجا یک نقل میدهم و آن اینکه احتمالاٌ بیشتر از چهار هزار افرادمخفی سی. آی .ای. که در سراسر افغانستان فعال اند ، ناجوانی است که مصارف آنها را در جمله کمک به افغانستان محاسبه نمود. به گفته ضرب المثل افغانی " خود کشته را نباید به قربانی حساب داد"
حالا یک سوال چرا ایالات متحده آمریکا فقط به جابجا سازی افرادی ادامه میدهد که آنان منبع فساد و عوامل مختلفه بی ثباتی در افغانستان اند؟
پس دولت آمریکا، گله ات را جای بکو که شنونده داشته باشد. در همین لحظه گفته عامینه به ذهنم خطور نمود که میگویند: زیر آب و سر آب یار ما باشی. نصیحت های ما را هم به چشم کم نبین.
وبلاگ " کنکاش" مقاله ای را تحت عنوان " حمله کننده به رزاق مامون اعتراف کرد " نوشته است.
نویسنده این وبلاگ حسین زاهدی نام دارد واز کابل مینویسد.
نظر به نوشته های این وبلاگ نویس تیزاب پاشی به روی رزاق مامون خبرنگار ونویسنده افغان جنبه سیاسی نداشته بلکه این حادثه مبتنی بر گرایش های اخلاقی پیوند دارد.
حمله کننده به رزاق مامون اعتراف کرد http://hussainzahedi.blogfa.com/
مرد مظنون به اسید پاشی به صورت رزاق مامون روزنامه نگار و نویسنده در بازداشت بسر میبرد ، محمد رفیع فرزند محمد عالم دو روز بعد از آن که وی نیز اثرات اسید پاشی به صورت و سایر اندام اش مشاهده شده بود به ظن دست داشتن حمله با اسید به رزاق مامون توسط پولیس دستگیر شده و تحت باز جویی قرار گرفت.
به گفته رییس تحقیقات جنایی کابل محمد رفیع پس از ۱۴ ساعت توقیف و تحقیق
به جرم خودش اعتراف کرده است و مسوولیت حمله با اسیدُ به رزاق مامون را به عهده گرفته است.
گفته میشود رفیع کارمند یک موسسه خارجی ومترجم بوده است، و همسر رفیع سابق در تلویزیون طلوع با رزاق مامون همکار بوده اند.
با اعتراف محمد رفیع و نقل قول های برادر متهم که نخواست نامش فاش شود، گمان اینکه این حمله انتقام گیری سیاسی بوده باشد را مردود میسازد و این ظن را بیشتر تقویت میکند که رزاق مامون نویسنده نام اور کشور تاوان لغزش های اخلاقی اش را پس داده است.
حقایق بیشتر از ماجرای پرونده آقای مامون را در آینده نزدیک در همین صفحه خواهید خواند.
شنوندگان عزیز حال شماررا فرا میخوانیم به شنیدن مصاحبه ی که همکار ما در ولایت بامیان با محمد ظاهر نظری وبلاگ نویس فعال کشور انجام داده است.
شنونده عزیز این بود گرد آورده های این هفته وبلاگستان امید طرف توجه تان قرار گرفته باشد.
وبلاگ نویسانی که میخواهند مقالات شان ازطریق رادیو سلام وطندار نشرشود میتوانند به شماره تیلفون 0700275865 باما در تماس شده، نظریات، پیشنهادات و انتقادات خود را باما شریک سازند. تکرار شماره
هم چنان شما میتوانید به این شماره اس ام اس و یا مس کال بدهید
اگر میخواهید به ما ایمل بفرستید به ایمل ادرس editor@salamwatandar.com نظریات ،پیشنهادات وانتقادات تان را با ما شریک سازید
تشکر از حوصله مندی شما عزیزان که به داشته های این برنامه گوش دادید، تا نشر برنامه بعدی وبلاگستان شمارا به خداوند کریم میسپاریم شاد وموفق باشید