برنامه وبلاگستان 28 قوس مطابق 30 دسامبر2010
وبلاگ نویسان در این هفته به ابراز دیدگاه های شان درموارد مختلف پرداخته اند که یکجا دنبال میکنیم .امیدوارم روز خوشی را آغاز کرده و داشته های این برنامه به معلومات تان بیفزاید.
اما پیش از آن که مطالب نوشته شده در وبلاگ ها را خدمت تان ارایه کنم، نکاتی چند در مورد وبلاگ نویسی را برجسته خواهیم کرد.يكي از پديده هاي جديد و تاثير گذار در حيطه اينترنت، وبلاگ مي باشد. در سالهاي اخير اين پديده انقلابي در اينترنت و فرهنگ استفاده از آن به وجود آمده است، دليل اين امر قابليت هائي است كه در وبلاگ ها نهفته است.
مهمترين قابليت كه تفاوت عمده وبلاگ و سايت نيز به حساب مي آيد اين است كه ايجاد يك وبلاگ احتياج به تخصص و دانش خاصي ندارد و همين امر باعث شده است كه افراد زيادي به وبلاگ نويسي روي بياورند. در ميان اين افراد مي توان بخش بسيار گسترده اي از افراد را مشاهده كرد. از داکتر و پرستار گرفته تا روزنامه نگار و دانشجو. تفاوت ديگر، رايگان بودن ايجاد و استفاده از وبلاگ هاست كه اين تفاوت نيز نقش بسيار مهمي در استقبال افراد و بخصوص جوانان از اين پديده است. همين استقبال گسترده باعث شده اطلاعات و مطالب بسيار مفيدي از اين رهگذر به عرصه اينترنت افزوده شود.
به امید اینکه روزی همه ی هموطنان ما به این تکنالوژی دست پیدا کنند برنامه حاضر را آغاز میکنیم .
در اخیر هر برنامه وبلاگستان شماره تیلفون و ایمیل آدرس برنامه داده میشود و شما میتوانید از طریق موبایل و یا ایمیل با ما به تماس شوید تا ما هدایات وبلاگ نویسی را برای تان نشان دهیم .
عناوین این مقاله ها و مطالب در وبلاگ های این هفته این گونه به نشر رسیده اند.
امریکاییها حرف اول را آخر زدن
از وبلاگ " ناگفته های یک شهروند " ()
طالب مسلح یا طالب معلم؟
از وبلاگ "عصرما" ()
وقتيكه از هواپيما مثل يك بس بین شهری استفاده ميكنند
از وبلاگ " تا بی نهایت" ()
عاشورا ، تکرار یا حماسه؟
از وبلاگ " قانون وعدالت در زندگی" ()
وبلاگ "نا گفته های یک شهروند " مقاله ای را تحت عنوان " امریکاییها حرف اول را آخر زدن " نوشته است.
این بلاگ نویس دولت شاه پویش نام دارد واز افغانهای مقیم هند میباشد.
نظر به نوشته های این وبلاگ نویس در اعلام ستراتیژی یک ساله امریکا درافغانستان که از سوی اوباما نشر شد نسبت به افغانستان به پاکستان ارج گذاری شده است واز سوی دگر جوبایدن معاوون اوباما گفته است که بدون در نظرداشت شرایط نیروهای امریکایی از افغانستان خارج خواهد شد حال بر دولتمردان است که به درستی در امنیت وعمران کشور شان تلاش نمایند.
امریکاییها حرف اول را آخر زدند http://yakshanbaha.blogspot.com/
جوبایدن معاون ریئس جمهور امریکا در مصاحبه با تلویزیون سی ان ان گفت که خروج امریکایی ها در تابستان سال جاری نمادین نخواهد بود و ما تحت هرشرایطی افغانستان را در سال 2014 ترک خواهیم کرد . پیش از آن باراک اوباما در سخنانی حین توضیح استراتژی جدید اش گفت که هدف امریکا از بین بردن تمامی تهدیدات امنیتی و بوجود آوردن یک افغانستان امن نیست، زیرا درنهایت افغانها خودشان باید اینکار را بکنند و هدف ما دولت سازی هم نیست، زیرا افغانها خود مسئولیت ساختن دولت شانرا دارند. ما آمده بودیم تا القاعده را شکست بدهیم و جلوی تهدیدات آنانرا به امریکا و متحدان شان بگیریم.
جرج بوش ریئس جمهور پیشین امریکا دستور حمله به افغانستان را صادر کرد و در سفرهای متعدد اش به افغانستان بارها تاکید کرد که افغانها را تحت هیچ شرایطی تنها نمیگذارد و به افغانستان کمک میکند تا روی پا خودش بایستد و دموکراسی و حقوق بشر را در افغانستان نهادینه کند ولی ظاهراٌ اوباما این قصد را ندارد. در استراتژی جدید امریکایی ها نامی از دولت افغانستان برده نشده و پله ترازو بازهم طبق معمول طرف پاکستانیها سنگینی میکند. در استراتژی جدید از کمک به دولت پاکستان و رایزنی و همکاری با ریئس جمهور پاکستان در جهت از بین بردن تهدیدات علیه پاکستان یادآوری گردیده است. این اظهارات نشان میدهد که دیپلماسی افغانستان در مقابل لابیهای قوی پاکستانیها در کاخ سفید شکست خورده و جایگاه و نقش دولت افغانستان در واشنگتن به شدت ضعیف شده است.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که افغانستان هنوز با چریکهای طالبان در حال نبرد است و اردو و پولیس افغانستان توانایی های لازم برای دفاع در مقابل تهدیدات نظام را بدست نیاورده است و گمان این میرود که با خروج پیش از وقت نیروهای خارجی دولت افغانستان دچار مشکلات جدی شود. نه سال پس ازسقوط دولت طالبان، افغانستان امروز هنوز با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکند، از مهاجرت ها گرفته تا بیکاری ، ناامنی، فقر شدید، فساد اداری و انبوه از مشکلات دگر همه و همه چالش های اند که دولت باید با آن مقابله کند.
موضع گیریهای جدید مقامات امریکایی و عدم ملاقات آقای اوباما با ریئس جمهوری در دیدار اخیرش از افغانستان نشانمیدهد که دولت افغانستان در مقایسه با پاکستان از تواناییهای لازم برای گفتگو با امریکایی ها در مورد استراتژی جدید ناتوان بوده و نتوانسته است نظر مساعد امریکایی ها را جلب کند. درعوض این پاکستان است که بهره ای حمایت از طالبان را بدست می آورد و فقط انتحار و انفجار و گشت و گذار تانکهای امریکایی در سرکهای افغانستان نصیب ما شده است.
حال بر دولتمردان افغانستان است تا از فانتزی ابطال انتخابات و جنجالهای داخلی دگرفاصله بگیرد و برای افغانستان پس از خروج ناتو و امریکاییها برنامه ریزی کند. دوران ناز و نخره های کودکانه به سر آمده است و نشانه رفتن انگشت اتهام فساد به خارجیها دردی را دوا نخواهد کرد. چه اینکه پس از خروج آنها فسادی هم وجود نخواهد داشت زیرا آنها کمکهای خود را نیز محدود خواهد کرد. وقتی کمکهای خارجیها در میان نباشد چیزی دندان گیری وجود نخواهد داشت تا دکان فساد روی آن بنا گردد.
وبلاگ " عصرما " مقاله ای را تحت عنوان "طالب مسلح یا طالب معلم؟"نوشته است.
نویسنده این وبلاگ بهرام نام دارد ومعلوم نیست از کجا مینویسد.
نظر به نوشته های این وبلاگ نویس وزارت معارف از طالبان خواسته است که به معلمی اطفال وطن بپردازد، که این خواسته معقول نبوده بلکه اندیشه های طالبانی سوق دهنده اطفال به سوی عقب گرایی وبنیاد گرایی میباشد.
طالب مسلح یا طالب معلم؟ http://yakshanbaha.blogspot.com/
" آنها به ما چراغ سبز نشاندادند نه چراغ سبز"!!! آصف ننگ سخنگوی وزارت معارف در مصاحبه با تلویزیون طلوع این جمله را مورد طالبان گفت.نمیدانم منظور او از تکرار چراغ سبز چه بود. شاید دومی چراغ قرمز بوده باشد. بهرحال گفته های او درمورد طالبان جای تامل دارد.
( از طالبان که بخواهند تفنگ را به زمین گذاشته و بیایند معلمی کنند استقبال میکنیم.)
جای خوشحالی هست که میشنویم تعداد زیادی مکاتب در ولایت غزنی و سایر ولایات باز میشوند و شروع بکار میکنند. هربحرانی که امروز دامنگیر مردم ما است، درست ریشه در همین بیسوادی مردم ما دارد. اگر مردم ما باسواد و تعلیم یافته میبودند، مطمئناٌ ما این همه مشکل نمیداشتیم. بعضی از نبود کار به اردوی طالبان میپوندند، بعضیها هم از نداشتن اطلاعات کافی در مورد اسلام. اگر دقت میکنیم که گره هردو مشکل در باسواد شدن است. افغانستان امروز با لشکری از بیکاران روبرو است. دلیل اش اینست که ما کارگر حرفه ای نداریم. آنها سواد ندارند ورنه امروز پاکستانیها، هندیها و بنگالیها در سرتاسر دنیا مشغول بکار اند. چون آنها درس خوانده اند و باسواد.
سربازگیری القاعده در مالیزیا درحد صفر است و همینطور در دگر کشورهای اسلامی. ولی یمن، افغانستان، بخشی از پاکستان و بعضی از کشورهای آسیای میانه مکان خوبی برای عسکرگیری القاعده و طالبان تبدیل شده اند، زیرا این کشورها تعداد قابل توجهی از بیسوادان را در خود جای داده اند و نیز با فقر دست و پنجه نرم میکنند. خوب شاید بگویید فقر چه ارتباطی با باسواد شدن دارد؟ اتفاقاٌ ارتباط مستقیم دارد. به هر پیمانه ای کشوری نیروی باسواد داشته باشد به همان پیمانه سطح اقتصاد اش بالا است. نمونه خوب اش هم کوریای جنوبی و جاپان اند. آنها با تکیه بر نیروی دانش آموختگان خود توانستند اقتصاد قوی داشته باشند.
اما فکر میکنید اگر طالب معلم داشته باشیم چه اتفاقی خواهد افتاد؟ اگر اندیشه ی آنها به نسل جوان ما انتقال داده شود، آینده ی انها چگونه خواهد بود؟ به نظر من اصلاٌ جالب نیست که ما یک طالب را به معلمی بگماریم. طالب شخصی است با برداشت افراطی از اسلام، طالب شخصی است که در آنطرف مرز شستشوی مغزی شده است. بنا براین چطور سخنگوی وزارت میگوید که اگر طالب سلاح اش را بزمین بگذارد، میتواند در مکاتب درس بدهد.
معلم پرورش دهنده ی نسل نو افغانستان است، آنها باید کسانی باشند که نسل جدید افغانستان را مطابق به شرایط امروزی و سالم بار بیاورند نه طالب و افراطی. ما تعلیم یافتگان مدارس دیو بندی و فداییان تعلیم یافته ء طالبان را تجربه کرده ایم. دگر بس است.طالبی که دیروز سلاح اش را به مردم افغانستان نشانه رفته مسلماٌ نمیتواند از سواد کافی برخوردار باشد واگر درس خوانده هم باشد همان اساساتی را تدریس خواهد کرد که او را تشویق به گرفتن سلاح کرده است و این به هیچوجه به صلاح نسل آینده ی کشور نیست. باید در این موارد خیلی حساسیت بخرچ داده شود، عبور از آب با پُل خشتی و یا کلوخی در دراز مدت به ضرر افغانستان خواهد بود.
وبلاگ " تا بی نهایت" مقاله ای را تحت عنوان " وقتيكه از هواپيما مثل يك بس بین شهری استفاده ميكنند " نوشته است.
نویسنده این وبلاگ عبدالحمید اعتمادی نام دارد واز کابل مینویسد.
نظر به نوشته های این وبلاگ نویس بی توجهی شرکت های هوایی وعدم نظارت وزارت ترانسپورت از این شرکتهای هوایی باعث گردیده است که احادیه اروپا پرواز هواپیماهای افغانی را منع کند.
وقتيكه از هواپيما مثل يك بس بین شهری استفاده ميكند http://tabinahayate.blogspot.com
زمانيكه اتحاديه اروپا اعلام كرد پروازهاي هواپيماي افغانستان را در قاره اروپا محدود ميكند اين موضوع نه تنها براي شركتهاي هوايي افغانستان ناراحت كننده بود بلكه طبعا براي هرفرد افغاني محدوديت پيش آمده خوشايند نيست.
اما زمانیکه خودمان در داخل افغانستان گاهي اجبارا از پروازهاي داخلي استفاده ميكنيم آن زمان است كه متوجه نابسامانيها وچالشهاي زياد فراروي سيستم حمل ونقل هوايي افغانستان شده حق را به كشورهاي اروپايي داده كه آنان با توجه به اين همه مشكلات وبي نظمي هاي فني تخصصي عدم یک مدیریت خوب چطور تا کنون اجازه داده است كه هواپيماهاي افغانستان به كشورهاي اروپايي پرواز داشته باشند.
بي نظمي هاي زيادي در سيستم حمل ونقل شركتهاي هواپيماي افغانستان است كه عواقب آنها دامنگير نه تنها اين شركتها بلكه مسافريني مي باشد كه اين شركتهارا براي رسيدن به مقصد خويش انتخاب کرده اند.
فصل جديد افغانستان كه نه سال از عمر آن ميگذرد فرصت خوبي بود براي اينكه شركتهاي خصوصي رشد كرده و در جامعه قد بلند كند، در سيستم حمل ونقل هوايی افغانستان با توجه به اينكه در گذشته ها فقط يك شركت هواپيمايي دولتي وجود داشتند ولي در اين مدت نه سال چند شركت خصوصي نيز شروع به فعاليت كردند ،با توجه به افزايش شركتهاي خصوصي توقع براين بود كه تغييرات اساسي در سيستم حمل ونقل هوايي افغانستان اتفاق افتد،اين تغييرات شامل بهتر شدن كيفيت حمل ونقل ،كاهش قيمتها ویک نظام قانونمند وده ها تغييرات ديگر مي توانست باشد.ولي متاسفانه باگذشت چند سال از طول عمر اين شركتهاي هوايي نه تنها ما شاهد بهترشدن وضعيت پروازهاي هوايي نیستیم بلكه درخیلی از موارد شاهد مشکلاتی،شامل: ضعف مدیریتی، کاهش ایمنی وغیره می باشیم ،اگر دولت وارگانهای زیربط نسبت به این مشکلات بی توجهی کنند مسلما عواقب ناگواری در پی خواهد داشت.
افزايش اين شركتها باعث افزايش پروازها شده است البته با يك هواپيما در يك روز ممكن است چندين پرواز صورت گيرد كه اين كار خود بزرگترين ریسك مي باشد هواپيما با اين تجهيزات فني كه دارد مسلما فرق زيادي بايك سرويس داخل شهري دارد ولي در افغانستان از همين هواپيما هم مثل يك ماشين(موتر) مسافربري شهري استفاده ميكند مثلا زمانيكه هواپيما از كابل به مقصد هرات در حركت است همان لحظه كه در هرات ميرسد به محض تخليه مسافرين كابل بدون اينكه هواپيمارا خاموش كرده و از لحاظ فني چك كنند . مسافرين هرات به مقصد كابل را سوار كرده دوباره بطرف كابل پرواز ميكند همين حالت شايد در روز چندين بار تكرارگردد بدون اينكه توجه به امنيت مسافرت ومسافرين داشته باشد. هرشرکت بین شهرهای بزرگ مثل هرات ،کابل ،مزار ،قندهار وغیره در روز چندین پرواز دارد که اکثرا با یک هواپیما تمام این مسیرها وبالعکس را طی میکند.
در اين صورت است كه حق ميدهيم به كشورهاي اروپايي كه چرا بدنبال ايجاد محدوديت براي هواپيماهاي افغانستان به خاك اروپا مي باشد
وبلاگ "قانون وعدالت در زندگی " مقاله ای را تحت عنوان " شورای عالی صلح از کیسه خلیفه میبخشد " نوشته است.
این بلاگ نویس محمد تقی دانش نام دارد واز افغانهای مقیم ایران میباشد.
این وبلاگ دهم محرم را از دیدگاه دانشمندان غربی به بحث گرفته است وپیامد این روز را برای مسلمانان و غیرمسلمان نیکو میخواند.
عاشورا ، تکرار یا حماسه؟ http://qanonmandi.blogfa.com
هر سال ایام محرم ، عاشقان حسین در سراسر گیتی ، از حماسه حسینی تجلیل میکنند. عده ای فکر میکنند که امام حسین ۱۴ قرن قبل شهید شده و موضوع تکراری و کهنه است. حتی عده ای ، عزاداری را تحجر و واپسگرائی میدانند.
شهادت حسین ، جنگ حق علیه باطل بود . مبارزه خوبیها علیه بدیها . و تا ظلم و ستم است این مبارزه ادامه دارد. هر جا ظلم است کربلاست و باید با آن مبارزه کرد. به همین جهت نه تنها شیعیان بلکه برادران اهل سنت نیز قیام عاشورا را تکریم و تجلیل میکنند.
عاشورا نه تنها متعلق به مسلمانان است بلکه تمام آزادگان از مکتب حسین درس میگیرند. ماهاتما گاندی رهبر کبیر انقلاب هندوستان میگوید: «من برای هند چیز تازه ای نیاوردم؛ فقط نتیجه ای را که از مطالعات و تحقیق هایم درباره ی تاریخ زندگی قهرمانان کربلا به دست آورده بودم، ارمغان ملت هند کردم. اگر بخواهیم هند را نجات دهیم واجب است همان راهی را بپیماییم که حسین بن علی علیه السلام پیمود»
ایروینگ، واشنگتن مورخ آمریکایى : «در زیر آفتاب سوزان سرزمین خشک و در روى ریگ هاى تفدیده عراق، روح حسین فناناپذیر است ; اى پهلوان، و اى نمونه شجاعت واى شهسوار من، اى حسین »
طوماس، مان متفکر آلمان : «اگر بین فداکارى مسیح و حسین (ع) مقایسه شود، حتما فداکارى حسین پر مغزتر و با ارزش تر جلوه خواهد نمود . زیر ا مسیح روزى که آماده براى فدا شدن گردید زن و فرزند نداشت و در فکر آنان نبوده که بعد از او به چه سرنوشتى دچار خواهند آمد . امام حسین (ع) زن و فرزند داشت و بعضى از آنها کودک خردسال بودند و احتیاج به پدر داشتند . »
پروفسور ماربین (فیلسوف و خاورشناس آلمانی): «من معتقدم كه رمز بقا و پیشرفت اسلام و تكامل مسلمانان به خاطر شهید شدن حسین(ع) و آن رویدادهای غمانگیز میباشد.»
وقتی اندیشمندان و بزرگان غیر مسلمان ، چنین از حسین یاد میکنند ، آیا میتوان گفت ، مکتب عاشورا ، تکرار و تحجر؟
وبلاگ نویسانی که میخواهند مقالات شان ازطریق رادیو سلام وطندار نشرشود میتوانند به شماره تیلفون 0700275865 باما در تماس شده، نظریات، پیشنهادات و انتقادات خود را باما شریک سازند. تکرار شماره
اگر میخواهید به ما ایمل بفرستید به ایمل ادرس editor@salamwatandar.com نظریات ،پیشنهادات وانتقادات تان را با ما شریک سازید