وبلاگ "بلند گو http://wafi.blogfa.com " مقاله را تحت عنوان"راه حل مشروعیت" نوشته است.

این وبلاگ که معلوم نیست توسط کی و از کجا نشر می شود نوشته است که  هر تیم و هرکس در افغانستان به نفع خود انتخابات را مشروعیت میدهد.

وبلاگ نویس نظر تیم های آقای کرزی، داکتر عبدالله، حضرت صبغت الله مجددی، استاد ربانی و طالبان را در مقاله خود زبانزد نموده است.

راه حل بحران مشروعیت (بند بلا بند)

در این روز ها مملکت در یک بحران فرو رفته است،  در اینجا راه حل هایکه توسط بعضی از جناحهای سیاسی ارائه گردیده  را با خواننده گان شریک میسازم، تا تشویش شان برطرف گردد، و بدانند که سیاسیون آنگونه که مردم فکر میکنند در برابر این بحران بی تفاوت نیستند.

تیم آقای کرزی
آنها برای حل بحران در حال حاضر چاره یی ندارند فقط متاثر و متاسف از نرفتن آقای عبدالله به انتخابات هستند ، و میگویند که هروقت متاثر و متاسف بودنشان تمام شد دیگر مشکلی نمیماند چون کرزی رییس جمهور مشروع است و دیگر سوال عدم مشروعیت  باقی نمیماند، و همه امور همینطور که است پیش میرود.

تیم داکتر عبدالله
آنها میگویند که دیگر کارشان تمام شده چون آنها موفق گردیدند تا در قدم اول انتخابات را به دور دوم ببرند و حالا بعد از اینکه دانستند در دور دوم برنده نمیشوند ، نخواستند تا با اشتراک در انتخابات به رییس جمهور بعدی که آقای کرزی باشد مشروعیت بدهند، به گفته آنها یافتن راه حل مسولیت تیم حاکم است.

حضرت صاحب
باید یک حکومت موقت به رهبری حضرت صاحب بوجود بیآید، و فقط معنی موقت در لغتنامه ها به دائمی تبدیل شود، او پیشنهاد میکند که اگر تغیر کلمه موقت در لغتنامه ها ممکن نباشد حداقل آنرا در کتاب ترمینالوژی ملی اضافه نمایند و اگر آن هم ممکن نباشد خود حضرت صاحب این توانمندی را دارند تا با یک استخاره اینکار را کنند.

آقای ربانی
شورای حل و عقد برگزار گردد مثل چند سال قبل و آقای ربانی را به حیث ریس دولت تعین نماید، باز زور همه در کمر شان مرد شوند و آقای ربانی را از قدرت برکنار کنند.

آقای حکمتیار
کابل باید زیر آتش گرفته شود که با این کار ناف حکومت میرود  آقای حکمتیار به قدرت میرسد و مشکل مشروعیت برطرف میگردد، چون تنها فردیکه میتواند رییس دولت مشروع باشد آقای حکمتیار است، در غیر آن هر دولت دیگر نا مشروع است و جنگ به ضد آن روا میباشد.

طالبان
آنها میگویند که ضرورتی به فکر کردن به راه حل ندارند چون تمام راه حل هاییکه در بالا ذکر گردید به نفع طالبان تمام میگردد، آنها یک مثال هم میآورند و میگویند که ما پلان داشتیم تا انتخابات را اخلال نماییم که برای ما انجام اینکار خالی از مشکلات نبود ولی بدون اینکه ما کاری انجام بدهیم دو کاندید انتخابات را به فلان شان زدند و این چیزی بود به مراتب خوب تر از آنکه ما فکر میکردیم.

سخنگوی طالبان میگوید که آنها بعد از اینکه به قدرت رسیدند کارشانرا شروع مینمایند که آن هم بند کردن است، او میگوید که بعضی از رهبران طالبان در بند کردن قبل از حکومت داری هم تخصص داشتند و باز هم اگر به قدرت برسند راه حل را همان بند کردن میدانند، شعار آنها انتخابات بند، مکتب بند، دانشگاه بند، تلویزیون بند، رادیو بند، بیرون رفتن زنان از خانه بند، گدی پران بازی بند، روزنامه نویسی بند، کار در دفاتر خارجی بند، اینترنیت بند بند بلا بند.

وبلاگ "گفتنی ها http://afghannevesht.blogspot.com " مقاله ای را تحت عنوان "یک تعجب" در وبلاگ خود نوشته است.

این وبلاگ نویس در باره ویروس جدید به نام انفلونزای خوکی در وبلاگ خود نوشته است.

وبلاگ نویس شیوع این مرض را جدی نمیداند بلکه میگوید که این یک کمپاین سیاسی است.

یک تعجب!

بیماری آنفولانزای خوکی در کشور کم کم می خواهد شایع شود یا می گویند می خواهد شایع شود یا اینکه شایع شده است. به هر حال از آنجایی که دولت بسیار نگران جان مردم است مکاتب و دانشگاه ها را برای سه هفته تعطیل اعلام کرد. بعد از سه هفته هم که عید قربان می آید و چند روز دیگر به این تعطیلی اضافه می گردد. کاش ما هم دانشجو بودیم!

این میان حرف و حدیثهای بسیاری وجود دارد. اخیراً شایعه ای پخش شده مبنی بر اینکه دولت به خاطر جلوگیری از بروز اعتراضات پس از انتصاب کرزی دانشگاه ها را تعطیل کرده تا دانشجویان معترض نتوانند دست به تظاهرات بزنند. با این کار دولت هم هزینه مبارزه با شیوع بیماری را کم کرده، هم اینکه امکان اعتراض دانشجویان را گرفته است. در حال حاضر هم برخی شایعات می گویند چون شیوع این بیماری زیاد نبوده ممکن است دانشگاه ها و مکاتب زودتر از موعد مقرر باز شوند. و بدین ترتیب برخی خوشحال گردند!

من با این شایعات کاری ندارم. فقط از اینکه کرزی صاحب این همه جان مردم برایش اهمیت پیدا کرده است در تعجب هستم. تا کنون سابقه نداشته کرزی به خاطر حفظ جان مردم از قبل پیش بینی و پیش گیری کند. حداقل من به خاطر نمی آورم. کرزی در زمانی که مثلاً مشروع بود کاری نکرد یا نتوانست که بکند، حال که دولتش نامشروع است چه انتظاری می شود از وی داشت.

شما به جنبه مثبت قضیه هم می توانید فکر کنید.

وبلاگ "کوچ http://shahla-ezadi.persianblog.ir "در مورد عنوان "تفریگاه به نام پغمان" را در وبلاگ خود بحث نموده است.

شهلا رابعی نویسنده این وبلاگ از کشور فنلند مینویسد.

خانم رابعی در باره پغمان، تبه ها، چشمه ها و باغ های پغمان نوشته است.

 

تفریحگاه زیبائی به نام پغمان 

اصولا" خود افغانستان  اینقدر دارای مناطق بکر و زیبا هست که در واقع میشه گفت هر جای آن خرم بهشتی است که میشه برای تمدد اعصاب و استفاده از آب و هوای پاک به دامان طبیعتش رفت و فارغ از هیاهوی شهر چند ساعتی فقط و فقط تنفس کرد و تفکری آزاد داشت.

یکی از خوش آب و هواترین مناطق تفریحی کابل منطقه ائی است به نام پغمان. روزهای تعطیل و جمعه ها باید حداقل دو ساعت در راه بندان بودی تا بتوانی به منطقه پغمان بروی و  از دره و تپه و چشمه های گواراش استفاده کنی.

در مرکز فرمانداری پغمان آثر  زیبائی وجود دارد که به نام تاق ظفر پغمان شناخته شده و اثری سمبولیکه برای قدر دانی از وطن پرستانی که در راه استرداد و استقلال افغانستان جان باخته اند . نکته جالب در اینجاست که اسامی این کشتگان خاک وطن را بر روی کتیبه ائی در این محل نصب کرده اند . تاق ظفر پغمان  در سالهای 1367 تا 1368  به دست نیروهای روس  تخریب  شده بود و در سالهای بعد از آنهم بدفعات مورد ویرانی قرار گرفته بود .

تپه و دره پغمان هم در جای خود از زیبائیهائی طبیعی بهره مند است و باغات پر محصول و آب بسیار یخ چشمه ها ی اون در تابستان گرم کابل خوشایند هر توریست و مسافری است

من که بهمراه همسرم و به اتفاق خانواده اکثر روزها برای فرار از گرما و آلودگی هوای کابل به پغمان زیبا پناه میبردم و در آنجا ضمن استفاده از هوای پاک و آب گوارا از درختان میوه که متعلق به پدر مرحوم همسرم و همچنین خانواده مادری همسرم بودم استفاده میکردم

شیرینترین توت و درشت ترین زرد آلوها را میشد در این باغات یافت . آلبالو ، گیلاس، گردو  و سایر میوه جات  هم به نوبه خود هم زیبا بودند و هم خوشمزه .

کم کم با اصطلاحات محلی که در باغداری استفاده میشد آشنا میشدم . مثلآ  یک چادر شب خیلی بزرگ رو زیر درختان میگرفتیم و یکی دو نفر که از درخت بالا رفته شاخه ها رو تکان میدادند تا میوه ها پائین بریزن به این چادر شب جولی میگفتن

و منهم که  از این کار لذت میبردم هماهنگ با بقیه به گرفتن جولی مشغول میشدم . از شما چه پنهان که گاهی هم با دیدن گاو وگوسفندی درآن حوالی گپی هم با این حیوانات زبان بسته میزدم

ما که  در کابل  از ترس مریض شدن حتی مسواکهایمان را با آب معدنی میزدیم اینجا با خیال راحت از این آب می نوشیدیم

مادر همسرم برایم تعریف میکرد که در سالهای پیشین و قبل از استقرار مجاهدین در زمان رزم های چریکی  تمام منطقه پغمان به میدان جنگی تمام عیار تبدیل شده بود و تصور نمیشد که روزی دوباره این منطقه آباد شود .به خانه قدیمی که محل تولد و رشد همسرم بود رفتم . خانه ائی بزرگ و دلباز اما قدیمی و خشتی و محصور در میان باغات میوه  که روزی پناهگاه و سنگر مجاهدین در جنگهای پارتیزانی و خانگی شده بود.

تاق ظفر از آثار پر افتخار تاریخ معاصر افغانستان و یادگار خاطره جانبازیهای شهدای راه استقلال افغانستان است که در اردیبهشت ماه (ثور) سال 1384 با کمک مالی تیمی از ایالت متحده آمریکا بازسازی شد.

در نزدیکی پغمان روستای زیبائی به نام گل سرخ وجود داشت که بسیار  طبیعی و دست نخورده باقی مانده بود . از کنار این روستا چشمه ائی جوشان و خروشان میگذشت و در روزهای تعطیل جای سوزن انداختن نبود . وجه تسمیه این روستا خاک آن بود که کاملا" به رنگ سرخ بود و این سرخی دور نمای زیبائی از این روستا را نشان میداد.

 روستای زیبای گل سرخ

و در پایان این پست دو تا عکس بشما عزیزن تقدیم میکنم که در محل تفریحی بنام بند غرقه گرفته شده بند یا (سد غرقه) که باز هم محل تفریح دوستان کابلی ماست بسیار خوش منظره و در روزهای تعطیل شلوغ بود . خانواده ها برای تفریح به اونجا میامدن و با قایقهای کوچک به روی رودخانه غرقه گردش میکردند. دستفروشان خوراکی های خوشمزه می فروختند و خلاصه غوغائی بود دیدنی...........

 

وبلاگ "چشم کاتور http://mahdymehraeen.blogspot.com " مضمونی را زیر عنوان "برفی" نوشته  است.

 

مهدی مهر آیین نویسنده این وبلاگ که معلوم نیست از ولایت بامیان مینویسد، برفی را یک عنعنه در کشور های آسیایی میداند.

 

برفی

امروزمیخواهم شمارا برفی کنم برفی چی است؟ فکرمیکردم میدانید، یاشاید هم مرا می آزمائیدشمارا ارجاع میدهم به مطلبی دراین باره ازمیرزا مهدی الدین ابویاشاربامیانی متخلص به مهرآئین

برفی عنعنه ای را گفتندی که اززمانهای دوردرنزد مردمان مشرق زمین بماندیگوئی رسم براین بودی که درنخست روزی که آسمان را برزمین و عطش چندین گاهه اش رحم آمدی و شرف نعمت نزول برف ارزانی داشتی، شوخ طبعی را هوس مزاح به سرافتادی و پیکی به سوی خوش سیرتی فرستادی همیانی (خریطه ای) بدست و درآن حبّه ای برف نهاده.
درکوفتی و چونان که دربازشدی، همیان را به گشاینده درب دادی و فریاد برآورندی که برفی شدید، میهمانی مبارکمان باد و چون پیک چابک سوارگریختی.
گشاینده درب بدنبال وی دویدی آنسان که گرگی بدنبال بره ای. اگرگرفتندی، وی را به شدت بزدی وبرف برگریبان وی انداختی ومیهمانی هم بروی افتادی. لیک اگرنتوانستی، سزاواراست که آنان را به میهمانی خواندی و عزت فزونی کردی.

حالا شما برفی شدید و آماده میهمانی باشید.

مصاحبه داشتم با خانم شهلا رابعی که در کشور فنلند زندگی میکند.

خانم شهلا که حدود 6 سال میشود وبلاگ مینویسد، اصلاً ایرانی و با یک مرد افغان ازدواج نموده است.

خانم رابعی از فاکولته ادبیات فارغ و در بخش سینما تیاتر نیز درس خوانده است.

اگر میخواهید که در باره این خانم بیشتر بدانید میتوانید به وبلاگ شان مراجعه نمایید.

http://shahla-ezadi.persianblog.ir

این بود گرد آورده های این هفته وبلاگستان. امید طرف توجه تان قرار گرفته باشد

وبلاگ نویسانی که میخواهند مقالات شان و مصاحبه هایشان از طریق رادیو سلام وطندار نشر گردد باما به این آدرس ها در تماس شوند.

شما میتوانید به شماره  0786735734 یا 0700971787با ما در تماس شده، نظریات، پیشنهادات و انتقادات خود را باما شریک سازید. تکرار شماره

شما میتوانید به این شماره اس ام اس دهید.

همچنان میتوانند به ایمل آدرس editor@salamwatandar.com ما را در جریان قرار دهید.

تا وبلاگستان بعدی خدا حافظ.