امیدوارم روز خوشی را آغاز کرده و از داشته های این برنامه به معلومات تان بیفزایید.

برنامه این هفته وبلاگستان را با موضوع داغ این هفته که بررسی و نتایج برگزاری جرگه مشورتی صلح وموضوعات مختلف دیگراست، ازدیدگاه وبلاگ نویسان افغان دنبال میکنیم.

اما پیش از آن که مطالب نوشته شده در وبلاگ ها را خدمت تان ارایه کنم، نکاتی چند در مورد وبلاگ نویسی را برجسته خواهیم کرد.
وبلاگ صفحه ی انترنیتی است تا استفاده کننده گان بتوانند دراین صفحه دیدگاه های شانرا بنویسند.

خوشبختانه از سال 1999 که آغاز ساختن بلاگ درانترنت مروج گردید ومیلونها وبلاگ نویس درسراسرجهان به نوشتن دیدگاه های شان درعرصه های مختلف پرداختند، افغانها نیز به این تکنالوژی دسترسی پیدا نموده ودرحال حاضر بیش از 3500 بلاگ نویس فعال افغان وجود دارد.

آنعده از وبلاگ نویسانی که یک وبلاگ داشتند همزمان با سیر تکاملی فرهنگ وبلاگ نویسی، وبلاگ های متعددی بنام های مختلف ایجاد کردند.

در گذشته وبلاگ نویسان تمام موضوعات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و ادبی را در یک صفحه انترنتی و زیرنام یک وبلاگ نشر می کردند، اما در حال حاضر تلاش می شود تا یک وبلاگ نویس برای هر عرصه، وبلاگ خاصی را نشر کند.


دست باز نویسندگان و نشر نوشته ها بدون پرداخت پول، این زمینه را مساعد کرده که اگر یک وبلاگ نویس بخواهد موضوعات مختلف را دنبال کند، چندین صفحه انترنتی را بنام های مختلف برای خود ثبت کند و در هر صفحه موضوعات را دسته بندی نموده و به نشر برساند.

حال نظری می اندازیم به تازه ترین مطالبی که در وبلاگ ها به نشر رسیده اند.


خواستگاری از ملا   
از وبلاگ " بلند گو"  ()

دیدار با یکی از اعضای جرگه    
از وبلاگ "
لعل پریس  " ()

کمپاین
از وبلاگ " مسافر" ()

پیش از میلاد وپس ازمیلاد
از وبلاگ " پخته پرانک" ()

وبلاگ " بلند گو "  مقاله را تحت عنوان " خواستگاری از ملا " نوشته است. 
  نویسنده این وبلاگ وفی اله بهزاد نام دارد واز کابل مینویسد.

به نظر این وبلاگ نویس قرار گفته های آقای کرزی رفتن خانم ها به نزد خانمان طالبان برای آوردن صلح گپ خوبی است اما درافغانستان خانمان فقط برای خواستگاری به نزد خانواده های دگران میرود؛ بازهم بخاطرطلب صلح کاری خوبی است درحالیکه طالبان به خانمها حق سخن گفتن نمیدهند.

 خواستگاری ازملا         http://wafi.blogfa.com

جرگه صلح بلاخره برگزار و موفقانه به پایان رسید، بنظر من نتیجه جرگه بسیار مرتبط با اقداماتیست که بعد از آن روی دست گرفته میشود، در این جرگه برعلاوه از قطعنامه 16 فقره یی که صادر گردید. بعضی از اعضای جرگه تصمیم گرفتند تا خواهر ها و مادر های خود را نزد خواهر ها و مادر های طالبان بفرستند تا آنها برادران و پسرانشانرا متقاعد بسازند تا از جنگ دست بردارند.

خوب معمولاً در افغانستان مردها خواهر ها و مادر هایشانرا نزد خواهر ها و مادر های دیگران بخاطر خواستگاری میفرستند، در جرگه صلح هم این تصمیم گرفته شد ولی فرق این خواستگاری با خوستگاری های معمول در اینجاست که در اینجا خواهران و مادران بجای دختر صلح طلب میکنند، که بنظر من این یک اقدام نیک است ما تشنه صلح هستیم برای ما رسید ن به صلح مهم است اینکه ما  را به این هدف جرگه، جنگ و یا خواستگاری میرساند مهم نیست، مهم صلح است.

ولی چند موضوع اینجا قابل بحث است.

· خوب خدا را شکر که حداقل پذیرفتند که زنان هم میتوانند در پروسه صلح سهیم گردند، ولی جرگه واضع نساخت که با کسانیکه خواهر و مادر ندارند چگونه برخورد مینمایند؟ درست که هیچ کس از ماشین چوچه کشی بیرون نیامده ولی کسانی هستند که خواهر و یا مادر ندارند و اگر دارند هم آنها را ناقص العقل میدانند و حاضر نیستند با آنها روی یک دسترخوان بیشینند، چه برسد به آنکه مشوره آنها را بپذیرند.

·  گفتند خواهر ها و مادر ها نزد خواهر ها و مادر ها بروند، چرا خانم ها را از این پروسه حذف نمودند؟

· یک زمانی رییس صاحب جمهور گفته بودند که ما آدرس طالبان را نداریم، اگر میداشتیم رفته و با آنها صحبت مینمودیم، اگر آنها آدرس طالبان را ندارند از اعضای فامیل آنها را چگونه بدست آورده اند؟

اینهاییکه گفتم و بعضی از سوالهای هستند که بی جواب مانده اند، ولی گذشته از این سوالهای بیشمار، من زیاد  بد بین نیستیم، اگرچه در جرگه هیچ چیزی جدید نیآفتم به غیر از لوحه خیمه لویه جرگه که اینطور تغیر نموده بود " جرگه مشورتی صلح 8 جوزا" خوب آدم شک میکند که تدویر کننده گانیکه نتوانستند 8 را به 12 تبدیل کنند، چگونه ما را به صلح میرسانند؟ ولی بهر صورت من به صفت یک افغان تشنه صلح هر کسیکه هر قدمیرا برای آوردن صلح در این کشور بردارد،  تشویق میکنم، و امیدوار هستم که این قدم ها در مسیر درست برداشته شوند.

 وبلاگ " لعل پریس  " مقاله ای را تحت عنوان " دیدار با یکی از اعضای جرگه " نوشته است.

نویسنده این وبلاگ بهمن بدخشانی نام دارد واز بدخشان مینویسد.

این بلاگ نویس مینویسد که با یکتن از کسانیکه دراین جرگه اشتراک داشت صحبت کرده ونتایج جرگه مشورتی صلح را ازقبل آماده شده میخواند، بخاطریکه  طالبان خود اين جرگه را خواسته بودند و سران طالبان هم ديگر ازين جنگ خسته اند.

ديدار با يكي از اعضاي جرگه       http://lalpress.blogspot.com/2010/06/blog-post_05.html  


جرگه با همه شور وراه بندان هاي شهر كابل بلاخره تمام شد، به گفته مسوولين اين جرگه مصارف زيادي را در قبال داشته است و حتي جدا ازين مصارف مالي تعطيل ادارات دولتي و دانشگاه هاي كابل نواقص زيادي را به دولت متقبل ساخت.
ديروز بايكي از اعضاي كه درين جرگه اشتراك داشت ديدار داشتم واو نخواست نامش را فاش كنم.
"اكثريت موارد كه درين جرگه بحث شد از قبل برنامه ريزي شده بود و تمام مواد كه ازقبل در كشور سعودي در مورد مذاكره با طالبان موافقه شده بود كه از جمله حذف نام سران طالبان از لست سياه ملل متحد توسط اشخاص كه به كميته هاي ازقبل برنامه ريزي شده بودند پا فشاري ميشد"
و او هم چنان گفت كه اين جرگه را كرزي بخاطري سازماندهي كرده بود كه چاره ديگر جز سهم دادن مجاهدين در حكومت اش ندارد اين درحاليست غرب چنين كاري را نمي خواهد.
در مورد موافقت طالبان با اين جرگه پرسيدم :
گفت " طالبان خود اين جرگه را خواسته بودند و سران طالبان هم ديگر ازين جنگ خسته شده اند.
گفتم پس اين حملات روز اول جرگه چرا؟
گفت اين كار پاكستان است و شايد هم القاعده ..

در آخر نظرش را در مورد جرگه خواستم و او با وجودي مشكلات را كه درين جرگه ديده بود ازنتايج اين جرگه راضي به نظر ميرسيد و سخن آخرش اين بود " به هرصورت همين كه بحث روي صلح بود وكلمه صلح زياد تر مطرح بود كاري درستي بود"

وبلاگ " پخته پرانک " مقاله ای را تحت عنوان " پیش از میلاد وپس ازمیلاد " نوشته است.

این بلاگ نویس که افغان مقیم اروپا میباشد اوضاع افغانستان را به شکل طنز گونه ی درقالب کلمات قبل از میلاد وبعداز میلاد به نقد میگیرد.

  پیش ازمیلاد و پس از میلاد  http://pakhta.blogfa.com/post-70.aspx

 پيش از ميلاد موتر ضدّ مرمي وارد مي‌كرديم‌; حالا دروازۀ ضدّ مرمي وارد مي‌كنيم‌.

قبل از ميلاد مردمان شب مي‌خوابيدند و روز مي‌تپيدند; حالا روز مي‌خوابند و شب مي‌تپند.

پيش از ميلاد خارجي‌ها در امور داخلي‌مان مداخله مي‌كردند; حالا امور داخلي‌مان در خارجي‌ها مداخله مي‌كنند.

پيش از ميلاد همسايۀ بزرگ شمالي داشتيم‌; حالا همسايۀ بزرگ جنوبي داريم‌.

پيش از ميلاد پولدار از كيسه‌بر مي‌گريخت‌; حالا كيسه‌بر از سايۀ پولدار مي‌گريزد.

قبل از ميلاد شاروالي بر سر قيم سوار بود; حالا قيم بر سر شاروالي سوار است‌.

پيش از ميلاد ما دارو را مي خورديم‌; حالا دارو ما را مي خورد.

پيش از ميلاد «مرده در دريا، شل‌، غم مي‌خورد»; حالا شلغم در دريا، زنده غم مي‌خورد.

قبل از ميلاد مردم در گورهاي دسته‌جمعي مي‌خوابيدند; حالا در خيمه‌هاي دسته‌جمعي می میرند

پيش از ميلاد راكت‌ها، سرگلولۀ اتمي داشتند، حالا سرگلولۀ دموكراتيك دارند.

پیش از میلاد، خر را نزد بار می بردند، حالا بار را  به حضور خر می برند.

 

شنونده عزیز دراین بخش برنامه مصاحبه یی داریم با بصیرسیرت آموزگار بلاگ نویسی درمرکز نی که توجه شما را به آن معطوف میداریم.

شنوندگان عزیز این بود گرد آورده های این هفته وبلاگستان امید طرف توجه تان قرار گرفته باشد.

وبلاگ نویسانی که میخواهند مقالات شان ازطریق رادیو سلام وطندار نشرشود میتوانند به شماره تیلفون 0700275865 باما در تماس شده، نظریات، پیشنهادات و انتقادات خود را باما شریک سازند. تکرار شماره

اگر میخواهید به ما ایمل بفرستید به ایمل ادرس  editor@salamwatandar.com  نظریات ،پیشنهادات وانتقادات تان را با ما شریک سازید 

تا نشر برنامه بعدی وبلاگستان شمارا به خداوند کریم میسپاریم شاد وموفق باشید