برنامه ویژه روز زن
دین اسلام جایگاه خاصی برای زنان قایل شده و در متون اسلامی احادیت و روایات زیادی را می توان یافت که در آن ها از شخصیت و نقش بسیار مهم زن در جامعه سخن گفته شده است.
وبلاگ نویسان در سراسر جهان، از طریق وبلاگ هایشان این روز را برای تمام زنان در سراسر جهان تبریکی داده اند و مطالبی را در این رابطه با خوانندگان شان شریک کرده اند.
در کنار مطالب مربوط به روزجهانی زن، استفاده از انترنت به عنوان یکی از حقوق اساسی افراد در سراسر جهان، عنوانهای درشتی را در رسانه های جهانی به خود اختصاص داده است.
شبکه خبری بی بی سی یک نظر سنجی را در رابطه به استفاده انترنیت در 26 کشور جهان براه انداخته است.
دراین نظر سنجی که حدود 27000 تن اشتراک کرده و 79 در صد آنها به این نظر اند که استفاده از انترنیت باید حق اساسی هر فرد باشد.
براساس این نظرسنجی این خواست در میان مردم جهان و جود دارد تا همه ی انسانها به دسترسی داشته باشند و باشندگان مناطق مختلف کره ی زمین بتوانند با استفاده از انترنیت در سراسر جهان تماس بگیرند و از طریق این تکنالوژی به معلومات جهانی دسترسی داشته باشند.
برنامه این هفته وبلاگستان به مناسبت روز جهانی زن اختصاص یافته که با هم یکجا میشنویم.
عناوین این مقاله ها و مطالب در وبلاگ های این هفته این گونه به نشر رسیده اند.
- هشتم مارچ
از وبلاگ "گپ و سخن "
- در ستایش زن بودن
از وبلاگ "مثل آب مثل آتش"
- این روز
از وبلاگ " درخت فروردین"
- خطاب به دختران افغان
از وبلاگ "حماسه"
- آیا هلمند تصرف شد که نوبت قندهار رسید؟
از وبلاگ "چشم انداز دانشجو"
وبلاگ "گپ و سخن" مقاله ای تبریکی را تحت عنوان "هشتم مارچ" نشر کرده است.
الهام غرجی نویسنده این وبلاگ که معلوم نیست از کجا مینویسد روز زن را برای تمام زنان تبریکی داده است.
آقای غرجی نوشته است که فرهنگ تجلیل از روز جهانی زن در افغانستان عام نبوده باید کوشش شود تا این فرهنگ عام گردد.
هشتم مارچ http://www.gharji.blogsky.com/1388/12/16/post-93
هشتم مارچ ٬ روز جهانی زن گرامی باد!
کمک کنیم تا گرامی داشت از این روز در فرهنگ ما عام شود ٬ بدون اینکه از مفهوم اصلی خود که تلاش برای برابری حقوقی زنان با مردان است خالی گردد. در اسیای میانه این روز تعطیل رسمی است اما از ان معنای سیاسی خود نسبتا خالی است. اینجا روز هشتم مارچ از زنان بیشتر برای اینکه زن اند ستایش می شود و ظاهرا گرامیداشت ان ربطی چندانی با گفتمان برابری جنسیتی ندارد. شنیده ام در خیلی جاهای دیگر نیز همین طور است.
گاهی فکر می کنم که نامگذاری یک روز بنام زنان چه دست اوردی است که زنان در جهان داشته اند در حالی تقریبا در همه جای جهان در وضعیت سرکوب ابدی بسر می برند.
طنزی تلخی در میان جوامع روسی زبان وجود دارد که این نکته را با ظرافت کشف کرده است. وقتی زنی با مردی برای به کرسی نشاندن حرف و نظرش دعوا کند٬ مرد به او می گوید که روز تو روز هشتم مارچ است. یعنی که فقط ان یک روز می توانی حرف بزنی و بقیه روزها مرد حکم می راند!
وبلاگ "مثل آب مثل آتش " مقاله ادبی را تحت عنوان "در ستایش زن بودن " نوشته است.
شهرزاد اکبر نویسنده این وبلاگ که معلوم نیست از کجا مینویسد در مقاله خود در باره زن بودن و مشکلات زنان و کار های روزمره آنها نوشته است.
در ستایش زن بودن http://saayah.blogspot.com/2010/03/blog-post.html
زن دستهایش را بالای سرش برد و شانه هایش تق صدا داد. زن خسته بود. زن تمام روز فرصت نکرده بود لحظه ای بنشیند و آرام بگیرد. زن خسته و تنها بود و سرخوش و آزاد...
زن سرسری ایمیلش را چک کرد. به چند وبلاگ سر زد. فردا روز او بود. خیلی ها در این مورد نوشته بودند. از بدبختی او، بیچاره گی و مظلومیت او، از اسارت او، از زیبایی و معصومیت او... زن حس کرد سرش درد می کند و دلش گرفت . امروز نه فرصت کرده بود برای دوستانش گل و کارت تبریک بخرد و نه فردا وقت آرایش و تجلیل و با دختران رستورانت رفتن را داشت. زن یادش آمد که چقدر چند روز پیش منتظر این روز بوده تا از دوستان زنش قدردانی کند و خوش بگذراند و دلش بیشتر گرفت.
زن قصد کرد بنویسد. میخواست بنویسد اما دقیقا نمیدانست در مورد چی. میدانست در چه موردی نمیخواهد بنویسد. نمیخواست از حق بنویسد، یا آزادی، یا رویاهای دیگر. نمیخواست از برده گی جنسی بنویسد، یا ختنه شده گی دختران در مصر، یا دختران ناخواسته در چین و هند، یا سنگسار، یا شلاق، یا تکفیر. نمیخواست از برزخی به نام بلوغ بنویسد که بدنش را بیدار کرد اما دست و پایش را بست. نمیخواست از دلهره های دوست تازه عروسش، کابوس شام عروسی، حمل پرده شکننده و پر اضطراب بکارت در جهان پر وسوسه و متجاوز و یا حقارت، درد و درمانده گی «سیاه سر» بودن بنویسد. شاید بهتر است از شادی زن بودن نوشت. از درد و لذت بارداری، از لطافت نخستین بوسه، نخستین هماغوشی، از یاد آور ماهانه چرخش و نو شونده گی دایمی زنده گی... از غرور و خلاقیت و رمز آلوده گی.. از پیوند های استوار ناگسستنی چون مادر، چون خواهر.. از تجلیل، از شال هایی با هزار رنگ، سایه چشم، سرمه و حنا و عطر.. از طاقت، شجاعت و مهر.. از مدیریت، سازماندهی، رهبری.. از زن عاشق، زن شاعر، زن فیلسوف... از مهرورزی و بی پروایی زن، از آفرینشگری و رامشگری اش، از پیوند عجیبش با آسمان، کودک و زنان دیگر...
کلمات اما از زن فرار می کردند. کلمات ناکافی بودند وقتی به شگفتی، درد، زیبایی و معجزه زن بودن می اندیشید. کلمات نه لبخند سرخوش سیما را میتوانستند تسخیر کنند نه هوش فوق العاده پروانه را..کلمات از وصف زیبایی دلفین و یا توانایی رویا ناتوان بودند. کلمات در عمق اندوه و دلشکستگی مادران جنگ زده گم شده بودند. کلمات نمیتوانستند زنانگی را این کیفیت قدرتمند و شکننده، ستمگر و ستمکش، افسونگر و خشک، عاشق و بیزار، عادی و روزمره و فوق العاده و شگفت آفرین را بیان کنند..
زن خسته دست از نوشتن کشید و بدین اندیشید که با وجود همه موانع و فقط موانع، چقدر زن بودن، خوشبخت ترش کرده است.. حتی اگر صرفا به این دلیل که توانسته ده ها زن نیرومند، فوق العاده، باهوش و استثنایی را در سراسر جهان از نزدیک بشناسد، بتواندآنهارابه خاطر هوش و شخصیت شان دوست بدارد و از آنها بیاموزد.
....
روز جهانی زن به همه زنان و به خصوص زنان با شکوه زنده گی من تبریک!.. امیدوارم بتوانیم بدون هیچ حس گناهی، این روز و همه روزهای زنده گی مان را به شیوه ای که میخواهیم تجلیل کنیم...
وبلاگ "درخت فروردین" مقاله ای را زیر عنوان "این روز" نوشته است.
این وبلاگ که معلوم نیست توسط کی و از کجا منتشر می شود، مضمونی را در رابطه به مشکلات زنان نوشته است.
نویسنده این وبلاگ نوشته است که با وجود مشکلات فراوان در برابر زنان چی تبریکی برای زنان داده شود؟
این روز... این روز http://derakhtefarwardin.blogspot.com/2010/03/blog-post.html
انتظار دارید چون زن هستم باید در هشتم مارچ چیزی درباره ی زن بنویسم؟ شاید خودم از خودم انتظار دارم. اما هیچ نمی خواهم در وصف زن شعار بدهم. معتقدم زن، خود زن هم در تعیین چنین روزی نقش داشته است. خود زن هم به اندازه ی مرد- حالا در بعضی کشورها با تخفیف یک مقدار کمتر از مرد- در چرایی نامگذاری روزی از سال به نام زن نقش داشته.
اصلن از این روز- امسال و در این هفته- خوشم نمی آید. از چنین نامگذاری ای برای یک روز از سال حس آسیب پذیری می کنم -حتی بیشتر از آنچه که پیش از این حس کرده ام. حس توانمندی به من نمی دهد. حس می کنم موجود رو به انقراضی هستم که باید از من حفاظت شود همانطور که از محیط زیست، از درخت ها، از پانداها. و این تعمیم، مرد را در ذهنم ناجی کل زمین و آسمان و موجودات تصویر می کند.
این روز را به نهادهای مدنی دفاع از حقوق زن و " نیز" به آن کسانی که به نام دفاع از زن یا حتی فمینیست بودن نان می خورند، تبریک می گویم (جیب هایتان را چاق تر کنید.)
این روز را به آن مردی که هشتم مارچ را با روز ولنتاین اشتباه می گیرد، تبریک می گویم.
این روز را به قربانیان و بردگان پنهان و خاموش جنسی تبریک نمی گویم؛
به کسانی که همچون ماشین بقای نسل با آنها رفتار می شود تبریک نمی گویم؛
به کارگران شبانه روز و بی مزد و منت تبریک نمی گویم.
چه تبریکی دارم برای آن زنی که دلش را از همان کودکی به قتل می رسانند و هرگز هم فرصت عزاداری نداشته است؛
چه تبریکی؟
وبلاگ "حماسه" شعری ای را به عنوان "خطاب به دختران افغان" سروده است.
ملالی شبنم نویسنده این وبلاگ که از دنمارک مینویسد، شعری را سروده و خطاب به زنان افغان گفته است که با چالش های پیشروی شان باید مبارزه نمایند.
خطاب بــه دختـران و زنان افغان http://nazir50.blogfa.com/post-74.aspx
به منا سبت هشتم مارچ روز همبستگی زنان
خطاب بــه دختـران و زنان افغان
خواهــرم ای ، دختــر افغـــان زمـیـن
لالـــــه روی و، مشکبوی و، نازنیــن
مـــــی نمایم درد دل بــا تــو کنــون
چـــون جـــهان باشـــد نماد پر فسون
بـا فسون و حیلـه هــــــا همـراه مشو
همنشین حســرت و غـــــم هــا مشو
تــــو بیــا ای خــــواهـرم در کــار زار
رزم تــــــو فــرخنــده و پــــر افتخــار
تـــا بـکی غــــم ر ا تـحمل میکـنی؟
در پــی دانـــــش تـعلل مـی کنـــــــی؟
در جهان کس نیست هــم مـانند تـو
مرد سر کش هر کجا در بند تو
خواهـرم ! صبر و صبوری تابکی ؟
از جـهان علــــم دوری تـــا بکـی؟
خـــــواهرم بشنو ز دانـا این سخن
در پـــی دانش بکوش ای جـان مـن
علم و دانش زیــور انــــسـان بـــود
دختر عــــاری ز عــــلم نادان بود
خیز و بــر گیـر دامـن علــم و هنــر
از تمدن تــا بکـی تــو بـی خبر ؟
تــوچرا بی دسـت و بی پایی هنوز؟
یـا اسیـر رنــــج شبهایی هنــــوز؟
تـــا بکی تسلیــم زور و زر شـوی؟
یـــا غلام و نـوکر و چـا کر شـوی؟
خــواهرم ای خــواهر زیبـا سرشت
تا کجا نالی ، زبخت و سر نوشت ؟
چند داری شکوه از تقدیر خویش ؟
خیز ودریاب چـاره و تدبیر خـویش
مشعل دانش بگیر حـــالا بــه دست
یا زخود برون بشوای خـود پرست
علم را گــر پیشه ات سازی مدام
تــو از ایـن راه میرسی انـــدرمقام
تا بکی هستی به رنج واضطراب ؟
چنـد داری ایــن همه درد وعذاب ؟
گــاه سختی مــی کشی از روزگـار
گاه از فـــامیل و ازخـــویش و تبار
زار نـالد کــــــودک بی نان تـو
غصه دارد ایــن دل بــــریــان تـــو
خــواهـــرم بــا گامـــهای استـــوار
عفـــت و آزاده گــی را کــن شعـار
گیـر خــــواهر مشعل علم و کمال
تــا بیابـی عــــزت و جــاه و جلال
دانش و،علـم و کمال، فضل وهنر
بهتراز گنج اسـت ای صاحب نظر
صـاحبـان عـلـــــم در روی زمیـن
بس مقام و ارج دارنـد ایـن چنین
کـــوش تــا آنــرا بیـابی زود تـــر
بـا خبــر گـــردی ز عــمران بــشر
گــر تـــو راه علــم را پیــدا کنـــی
هــم حــذر از کـار نـــا زیبــا کـنی
خــواهـرم تقــلید بیجا تـــــا بکی ؟
بی خبـــر از فــــکر فـردا تا بکی؟
گـــــر چـــراغ علم را روشن کنی
خا نه ی تاریک خـود گلشن کنـی
بــــــر شکن آخر طلسم بنـده گی
تا نمایی بــا شرافـــــت زنـده گی
خیزوبا(شبنم ) دمی همگام شــو
در جهان فرهیخته و با نـام شو
وبلاگ "چشم انداز دانشجو" مقاله ای را زیر عنوان "آیا هلمند تصرف شد که نوبت قندهار رسید؟" نوشته است.
آقای ذکی نویسنده این وبلاگ در وبلاگش در باره جنگ مارجه و نادعلی نوشته است که تا حال تمام نشده و ولسوالی های ولایت هلمند از موجودیت طالبان پاک نگردیده، پس رفتن و شروع عملیات در ولایت کندهار چرا؟
آیا هلمند تصرف شد که نوبت به قندهار رسید؟ http://zakijan.blogfa.com/
چندی قبل 15 هزارنظامی داخلی وخارجی به ولایت هلمند رفت تا این ولایت را از وجود شبه نظامیان طالبان پاکسازی کنند. ان چنان که رسانه ها گذارش دادند جنگی شدیدی میان طرفین درگرفت ودرنهایت هم بعد از تلفات جانی ومالی طرفین ولسوالی مارجه که ازمراکزاصلی طالبان دراین ولایت به شمارمی رفت به تصرف نیروهای افغانستان وهم پیمانان خارجی اش درامد وپرچم افغانستان را به فراز این ولسوالی بلند کردند. اما دیری نگذشت که مقامات امریکایی اعلام کرد که بعد از ولایت هلمند، نوبت به ولایت قندهار است که باید انجا برویم وطالبان را نابود کنیم. اما بازهم دیری نپایید که مقام امریکایی اعلام کرد که عملیات مارجه ونادعلی درولایت هلمند مقدمه ای تاکتیکی بوده است برای اجرای عملیات جامعی درقندهار. گذارش ها جاکی ازاین است که عملیات مارجه موفقیت های خوبی را درپی داشته است که منتج به این شده است که درولسوالی نادعلی مرکز اصلی طالبان پرچم دولت افغانستان برافراشته شود وطالبان ازاین ولسوالی پراگنده ویاهم کشته شود. این درحالی است که ولایت قندهار نیز یکی از ولایات می باشد که گروه طالبان دران ولایت از لحاظ تاریخی دارای هواخواهانی زیادی است که از زمان امارت طالبان تا کنون همیشه این شهر مرکز اصلی طالبان به شمارمی اید. بدون شک اجرای عملیات شبیه عملیات ولایت هلمند می توانند موفقیت های را دراین ولایت نیز درپی داشته باشند. وحداقل بتوانند برای چند روز وچند ماهی این ولایت را نیزباثبات تربسازد. اما درکنارهمه ای این تصرفات وبرچینی ونابودی طالبان از ولایات یکی نگرانی عمیقی هم چنان پابرجاست که بدون شک مردم این انتظاررا دارند. وآن هم برگشت دوباره طالبان به مراکز قبلی شان می باشد که ممکن است بعد از مدتی دوباره به مقرهای سابق شان برگردند ودوباره وضعیت امنیتی منطقه را آشفته کنند. نظامی های داخلی وخارجی برای تصرف ولایات که طالبان بعضی ولسوالی های انرا تحت کنترول خود دارند به حساب های هزاران نفراشتراک کردند بدون اینکه دراین عملیات طالبان تلفات سنگینی جانی ببینند. این مشکل را بیشتر افزایش دهند که با حمل این تعداد افراد به ولایت دیگرویا برگشت انها دوباره به کابل بازهم زمینه نفوذ برای شبه نظامیان طالبان را فراهم کنندکه دوباره به مراکز شان برگردند. لذا بعد از فتح وپاکسازی ولسوالی ها ازوجود شبه نظامیان طالبان، ضروری است که نهاد های امنیتی افغانستان وبه خصوص مسوولین امنیتی کشور تدابیری جامعی را برای حفظ وضع برقرارشده درنظرداشته باشند ونیروهای امنیتی کافی را برای حفظ کنترول منطقه درمناطق مذکور بگمارند. تا بتوانند با حملات احتمالی طالبان وبرگشت جمعی وگروهی طالبان مقاومت بتوانند و مقاومت انها را درهم بشکنند. هم چنان اکمالات غذایی ونظامی از دیگرنیازهای اساسی این گونه عملیات ها ست که باید برای مدت های طولانی این مسئله درنظرگرفته شود وبه ان رسیدگی شود.
بدون شک هرگونه غفلت وعبورکردن چند روزه ای هزاران نفزاز مراکز طالبان مثل ولسوالی مارجه ونادعلی ، بدون حفظ ونگهداشت شماری از نیروهای امنیتی که مقدار انها کفایت حملات ناگهانی وگروهی طالبان را بکنند، کاری بیهوده وبی حاصلی است که عمرفراهم کردن امنیت بدین گونه چند صباحی بیش دوام نمی کنند وجز اینکه تعدادی را به کام مرگ کشاند ومبالغ زیادی را هزینه کرد، دیگرچیزی ارزشمندی به جای نخواهند گذاشت.
لذا حفظ ونگهداشت شماری از نیروهای امنیتی افغانستان وناتو برای حفظ امنیت برقرارشده درولایت هلمند مقدم تر نسبت به شروع عملیاتی دیگری درولایت دیگری است که باید مسوولین امنیتی بدان توجه کند ونگذارند که تلاش چند هفته ای پانزده هزارنفر به این زودی هیچ شوند.
این بود گرد آورده های این هفته وبلاگستان. امید طرف توجه تان قرار گرفته باشد
وبلاگ نویسانی که میخواهند مقالات شان از طریق رادیو سلام وطندار نشر گردد باما به این آدرس ها در تماس شوند.
شما میتوانید به شماره ۰۷۰۰۹۷۱۷۸۷ با ما در تماس شده، نظریات، پیشنهادات و انتقادات خود را باما شریک سازید.
شما میتوانید به این شماره اس ام اس دهید.
همچنان میتوانند به ایمل آدرس editor@salamwatandar.com ما را در جریان قرار دهید.
تا وبلاگستان بعدی خدا حافظ.